برچسب:
نویسنده: آبتین کاظمیان
برچسب:
نویسنده: آبتین کاظمیان
پشتیبانم الان زنگ زد
ازحالواحوال درصدام پرسید و توصیه هایی کرد و پرسید میخونم یانه.
منم گفتم امروزم تلف شد و نشد بخونم.کلللی عصبانی شد
وای اگربش میگفتم من ازعید تاحالا درست و حسابی درس نمیخونم که قیمه قیمم میکرد
واقعا چرااجازه میدم این شرایط ایندموبه گندبکشه؟؟؟؟؟
چرامیزارم حال الانم حال ایندمو خراب کنه؟؟؟؟
چرادارم به همه چیز گندمیزنم
.
برچسب:
نویسنده: آبتین کاظمیان
برچسب:
نویسنده: آبتین کاظمیان
نمیدونم ازاینکه دوای هردردم فقط حرف زدن بایه سری خیلی خاص ازادماست خوشحال کنندست یا ناراحت کننده.
شاید یکی دونفرن که برام مثل مورفینن.گاهی این موضوع ازارم میده.
البته خوب یابدش فرقی نمیکنه چون من دارم سعی میکنم خودم حالموخوب کنم.سخته پس زدن عزیزترینام.اما شدنیه.میخام باشن برام اما ن دوای همه دردام بلکه فقط درحد لازم.
برچسب:
نویسنده: آبتین کاظمیان
باوراینکه اون یه بیمارذهنی و روانی شده و به یه روانشناس احتیاج داره برام سخته.
انگاری همه چیز دوره ایه
تکرار میشه
تکرار میشه
تکرارمیشه
فقط از تهش میترسم.
ازپاشیده شدن همه چیز میترسم.
ازبدبخت شدن چندنفردیگه میترسم.
من میترسم
من نمیتونم باورکنم........
برچسب:
نویسنده: آبتین کاظمیان
برچسب:
نویسنده: آبتین کاظمیان
برچسب:
نویسنده: آبتین کاظمیان
برچسب:
نویسنده: آبتین کاظمیان
گاهی وقتا همه چیزمیشه تموم شدن یه روز کسالت بار و شروع شدن یه روز کسالت باردیگه...
گاهی وقتامیخام تمومش کنم امانمیدونم چجوری
گاهی وقتام میخام شروع کنم و بازم نمیدونم چجوری
گاهی وقتام میخام فکرکنم راجب خیلی چیزااما نمیشه و نمیتونم
همه چیز داره به بطالت محض میگذره
همه چیز روتین شده.
میگذره و تکرارمیشه
مثل اهنگی که روی ریپیت باشه و مدام بخونه وبخونه و بخونه...
برچسب:
نویسنده: آبتین کاظمیان
برچسب:
نویسنده: آبتین کاظمیان
یه روز خوبن یه روزبد
یه روز اروم یه روز نااروم
همیشه از روزای اروم میترسیدم چون میدونم بعدش یه طوفان میشه
هرچی ارامش بیشتر باشه و مدوامش بیشتر باشه؛طوفان بعدش سهمگین تر و مداومتره
بی ربط نوشت:دارم به این نتیجه میرسم که نتیجه گیری های گذشتم همش غلط بوده
برچسب:
نویسنده: آبتین کاظمیان
برچسب:
نویسنده: آبتین کاظمیان